تبليغاتX
تعطیــــــــــــــــــــــــــــــــــل
 حرف آخرم ...

 

سلام عزیز ...

نمیدونم از کجا شروع کنم ...

اصلا نمیدونم چجوری باید بگم ...

چی بگم !!! فقط میدونم که باید "یه چیزی " رو بگم!!!! 
راستش توی این مدتی که اجازه دادی کنارت باشم و افتخار دادی دوستت داشته باشم٬ شبا و روزای قشنگی واسم ساختی ! ولی حیف نتونستم کسی باشم که درست و حسابی دوستت داشته باشم و بتونم برات یه شریک خوب باشم ...
این یه سال از بهترین سالهای عمرت بود که بی هیچ خاصیتی جلوی چشام ازبین رفت !!!!!
من آدم خودخواهی بودم که باعث شدم اینطوری بشه!
همون اوایل که فهمیدم تو چقدر بزرگی ، میدونستم آدمی نیستم که نقطه روشن و برجسته ای توی زندگیم
باشه تا تو بتونی دلتو بهش خوش کنی!! باید جلوی این غرور و خوادخواهی بیش از حدم رو میگرفتم!!
ولی اون موقع خیلی بچه بودم!!
الانم هستم !!! ولی کم کم زمونه بهم فهموند که بچه بازی آدما نباید باعث بشه زندگی یکی دیگه خراب بشه!!!!فهموند که اگه واقعا یکی رو دوست داری بزار اونطور که لایقشه و راحته زندگی کنه !!!
زمونه بهم نشون داد که عاشق خالی از هرگونه غرور و خودخواهی باید باشه!!
 
عزیز ...
 
میخوام منو به خاطر همه بدی ها و حرفای ناروایی که بهت زدم ببخشی ...
میدونم که روح بلندی داری و به جای نفرین برام طلب آمرزش میکنی ...

پس امیدوارم واسه همه کارایی که کردم و نابجا بود ، واسه همه حرفایی که زدم و ناراحتت کرد ، واسه همه چیزایی که ازت خواستم و نبودی و ندادی و نخواستی ، منو ببخشی ...

امیدوارم ازین به بعد بتونم باشم همون چیزی که میخواستی و میخوای ...

اینم حرفایی که قرار بود اینجا زده بشه ... امیدوارم چیز ناگفته ای نمونده باشه دیگه ...

تو این پست آخری هم به رسم ادب از همه ی دوستایی که تو این مدت تنهام نزاشتن تشکر میکنم. خلاصه خوبی بدی دیدین حلال کنین ... ما دیگه رفتیم ... !!!!!

امیدوارم همیشه موفق و پیروز باشید ...

 

 ******************************************************************************

پ . ن :   دیــــــگه دلــم هــیــچـی نمی خوااااد ....

|+| نوشته شده توسط در
 
 
بالا